على محمدى خراسانى

156

شرح كفاية الأصول (فارسى)

تنبيه هفتم مطالبى كه در تنبيه هفتم و هشتم و نهم و دهم ذكر مىكنند ، عموما پيرامون اصل مثبت است و از آنجا كه اين اصل ابعاد و زواياى گوناگونى دارد ، مرحوم آخوند صلاح ديده‌اند كه هر زاويه‌اى را در تنبيهى بيان كنند . فعلا قبل از ورود در اصل بحث نكاتى را كه از مسلّمات است ذكر مىكنيم : الف ) گاهى مستصحب ما حكمى از احكام است ( وجوب جمعه مثلا ) نامش را استصحاب حكمى مىگذاريم گاهى هم موضوعى از موضوعات ذوات الاحكام الشرعيّة است ( حيات زيد كه موضوع حرمت قسمت اموال او ، حرمت نكاح زوجهء او و . . . مىباشد . و مثل عدالت بكر كه موضوع قبول شهادت و جواز اقتدا و . . . مىباشد . ) و نامش استصحاب موضوعى است . ب ) مفاد ادلهء استصحاب يا اخبار لا تنقض چيست ؟ به بيانهاى مختلفى از مفاد اخبار تعبير مىشود : گاهى مىگوييم كه مفادشان اين است كه يقين سابق را با شك لا حق نقض نكن و بنا را بر يقين سابق بگذار و به همان امرى كه قبلا يقين داشتى ، الآن هم متعبّد باش . و گاهى مىگوييم كه مفاد اخبار عبارتست از تنزيل مشكوك به منزلهء متيقّن ؛ يعنى مشكوك را به منزلهء متيقن قرار دادن ، به‌گونه‌اى كه گويا الآن هم يقين دارى و همان‌طور كه در حال يقين وظايفى داشتى ، در حال شك هم وظايفى دارى . با اين تفاوت كه در حال يقين حكم واقعى بود و در حال شك حكم ظاهرى است ؛ ولى مثل حكم واقعى است ، يعنى اگر حكم واقعى وجوب بود ، حكم ظاهرى هم وجوبى مثل آن است نه عين آن . گاهى مىگوييم كه مفاد اخبار لا تنقض عبارتست از جعل و انشاء يك حكم ظاهرى